ورود     ثبت نام
Skip Navigation Links
صفحه نخست
درباره استانExpand درباره استان
واحد هاExpand واحد ها
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
درباره ماExpand درباره ما
بانک اطلاعات هنرمندانExpand بانک اطلاعات هنرمندان
اندیشه سرای هنرمندانExpand اندیشه سرای هنرمندان
 

اصطلاحات فیلمنامه نویسی

اصطلاحات فیلمنامه وجه دیگری از فیلمنامه نویسی به حساب می آید که ساده تر از فنون فیلمنامه نویسی است و موارد استفاده کمتری دارد.‏
طلوع تصویر ‏‎]‎فیداین‎:[‎هرگاه تصویر به تدریج بر پرده سینما ظاهر شود طلوع تصویر خواهیم داشت. بدیهی است غروب تصویر‎]‎فیداوت‎ [‎عکس این فن است که تصویر به تدریج ناپدید می شود تا به سیاهی کامل برسد.‏

زوایای مهم دوربین و چگونگی به کار گیری آن ها را شرح می دهیم. زوایای دوربین را فقط به شرایطی اختصاص دهید که استفاده از آن ها بر تاکید بر یک جزء مهم یا ارتقاء یک سطح کیفی صحنه لازم است. در مورد اصطلاح زوایای دوربین قاعده ای باید رعایت شود: موضوع نما را مشخص کنید.
• زاویه روی‏ مورد استفاده قرار می گیرد تا نمای خاصی نشان داده شود. در حین نوشتن صحنه آن را چنین می توان نوشت...‏
زاویه روی جورج
که به سوی پنجره می رود.‏
زاویه روی بوک
که روی میز دراز کشیده است.

در مثال های فوق، جورج و بوک موضوع نما هستند. اگر در این صحنه بخواهید بار دیگر همین تاکید را ارائه دهید، آن را به شیوه زیر بنویسید.
زاویه دیگر روی جورج
که از پنجره به بیرون نگاه می کند.

زاویه باز اتاق
‏     در حالی که جورج و «آن» وارد می شوند.‏

نمای فوق بر اتاق وقتی جورج و «آن» وارد می شوند، تاکیددارد. در این مثال، ممکن است اتاق مفهوم خاصی داشته باشد که لزوما در نمای زاویه باز نشان داده می شود در این مورد، خود اتاق و همچنین اشیاء داخل آن به طور خلاصه در توضیح صحنه توصیف می شوند.

نمای‏ نزدیک جورج که اطراف را می نگرد.یا...‏
نمای نزدیک جورج
که از هتل خارج می شود و پیش از آن که سوار اتومبیل شود، با احتیاط اطراف را می نگرد.

همانطور که مشاهده می کنید، اگر این توضیح مختصر باشد، می توان توضیح نما را در یک سطر نوشت. در صورتی که توضیح مفصل تری لازم باشد، برای تاکید می توانید از یک عنوان استفاده کنید و سپس در سطر بعد ماجرا را توضیح دهید.‏
نماهای نزدیک باید با خست و فقط وقتی به کار برده شوند که نیازی بر تاکید بر شیئی دراماتیک خاصی وجود دارد.‏

میان نما‏ ‏‎]‎اینسرت‎ [‎ازعکس
که دو پسر جوان را ایستاده در کنار هم نشان می دهد.
بازگشت به صحنه
جورج عکس را زمین می گذارد.

جزئیات کوچکی چون یک ستون روزنامه، یک قلم، یک عکس، یک دکمه، و... معمولا با میان نماها، چنانچه در فوق نوشته شده،مورد تاکید قرار می گیرد. اگر شما میان نمایی از «چیزی» به کار برید، استفاده از بازگشت به صحنه این امکان را در اختیار شما قرار می دهد که نشان دهید در کجا ادامه می یابد. این کار جهت وضوح مطلب انجام می شود.

نقطه نظر جورج‏:
خیابان از پنجره. بیل را می بیند که اسلحه به دست به سوی آپارتمان وی می آید.

نقطه نظر موضوع نما است، یعنی، آنچه دوربین و در نتیجه تماشاگر خواهد دید.‏

نمای عکس جهت-بیل
به بالا می نگرد و جورج را پشت پنجره می بیند.
دیزالوبه:
خارجی-خیابان-روز
  جورج در خیابان فرار می کند، در حالی که بیل در تعقیب وی است . اسلحه بیل سه بار شلیک می کند.

‏  این مثال با استفاده از نمای عکس جهت یک واکنش را بنا می نهد، زیرا شخصیت ها همزمان به یک دیگر نگاه می کنند. البته، در این ترکیب، واکنش مهم تر از طرف جورج است که بیل را اسلحه به دست می بیند.
دیزالوبه: نشانگر روی هم افتادن دو تصویر پرده است. در این فن یک تصویر جانشین تصویر دیگر می شود. در این مورد، جورج که به بیرون پنجره می نگرد، بر صحنه بعدی که فرار او در خیابان است،روی هم می افتد. دیزالوبه: در حاشیه سمت چپ صفحه قرار می گیرد. صحنه هایی که از دیزالوبه سود می جویند، با یک خط فاصله از هم نوشته می شوند.‏
اگر حس می کنید که دیزالو پیوند بین دو صفحه را موکد می نماید یا آن را ارتقاء می بخشد، از آن استفاده کنید. در نهایت، کارگردان و تدوین گر فیلم هستند که تصمیم های خلاق مربوط به چگونگی پیوند صحنه ها را اتخاذ می کنند.

خارجی- مجموعه آپارتمانی- روز
جورج به شتاب از در اصلی خارج می شود و به پایین خیابان فرار می کند...‏
برش به:
خارجی- خیابان- روز
بیل اسلحه ماگنوم ‏‎0/375‎‏ خود را مسلح می کند و مثل برق دنبال جورج می دود.

‏«برش به:» برای نشان دادن پایان یک صحنه به کار می رود. بعضی نویسندگان آن را بین هر دو صحنه متوالی به کار می برند. من برای تاکید بر پیوند دو صحنه متوالی به شکل فوق به کارش می برم تا جریان صحنه ها تداومی سیال به خود گیرد. بنابراین آن را به این روش می خوانید: «جورج به سرعت از در اصلی خارج می شود و به پایین خیابان فرار می کند و ما برش می دهیم به: (یا می بینیم که) بیل اسلحه ماگنوم‎0/375‎‏ و غیره.‏

نمای نزدیک از جورج
که در پیاده رو می رود.
دوربین عقب می کشد تا نشان دهد که
سگی در پی جورج گذاشته و به او پارس می کند.
صحنه فوق با نمای نزدیک (نمای درشت) از جورج که در پیاده رو می دود، شروع می شود. سپس «دوربین عقب می کشد تا نشان دهد که» به این معنی است که دوربین به تدریج از موضوعی که در نمای نردیک نشان دادهمی شود، فاصله می گیرد تا دید وسیع تری را در بر گیرد، و معمولا یک نوع غافلگیری است. مثال فوق این نکته را به خوبی نشان می دهد.‏

خارج از میدان دید دوربین(خ.م.د.) و خارج از پرده (خ.پ.)
اساسا مفهوم واحدی دارند. اگر در حین فیلمبرداری، شخصیتی خارج از میدان دید دوربین قرار گیرد، بر پرده ظاهر نخواهد شد. انتخاب هر یک از این اصطلاحات تماما به نظر شما بستگی دارد.
     مایلم تمایز بین خارج از میدان دید دوربین و صدای خارج از تصویر را در صحنه های خاص دو مثال زیر نشان دهم.

‏    داخلی- خانه- اتاق نشینمن- روز
    «آن» افسرده و ساکت ایستاده، دست هایش را روی سینه صلیب کرده، با ناباوری سر تکان می دهد.‏
جورج (صدای خارج از تصویر)
                                                     از خیابان هیکاری رفتم به داورلین، و مثل «هاری                ‏‎                                                      ‎خبیث» بهم شلیک می کرد!از این گذشته این سگ ‏‎                                                       ‎لعنتی هم گذاشت دنبالم – بعدش سکندری رفتم تو ‏‎                     ‎سطل آشغال پیاده رو!‏
زاویه روی جورج
پشت شلوارش پاره شده و لباس هایش سراپا خاک آلود است.

در این صحنه، جورج در همان اتاقی است که «آن» هست، اما وقتی صحبت می کند، خارج از میدان دید دوربین یا خارج از پرده است. وقتی جورج حرف می زند، موضوع نما «آن» است. وقتی جورج صحبتش را تمام می کند، موضوع نما می شود و سر و وضعش آشکار می گردد.‏

داخلی- خانه- راهرو- روز
‏«آن» پشت در بسته کمدی که جورج در آن پنهان شده، می ایستد.
«آن»
(به اعتراض)
می آی بیرون یا همون جا می مونی؟
جورج (صدای خارج از تصویر)
ای خدا، چاره ای نیست!
چون جورج در همان اتاقی نیست که «آن» حضور دارد، برای مشخص کردن گفتگو، «صدای خارج از تصویر» به کار برده ام.

خارجی- نبش خیابان- روز
جورج با حالتی عصبی در نبش خیابان این پا و آن پا می کند.

چرخش افقی ‏‎]‎پان‎ [‎‏ آرام به سمت راست جورج
بیل با چوب بزرگی در دست از پشت به جورج نزدیک می شود.‏
‏«چرخش افقی» فن دیگری است که برای نشان دادن جهت گیری دوربین به کار می رود. از یک جهت به جهت دیگری حرکت می کند تا چیزی را آشکار سارد.
در پیشزمینه یا پسزمینه دو اصطلاح دیگر از اصطلاحات فیلنامه نویسی اند که برای مشخص کردن اصطلاحات دیگر صحنه به کار می روند.
خارجی– خیابان- روز
جورج به سرعت در پیاده رو راه می رود. ناراحت به نظ می رسد. در پسزمینه، بیل را می بینیم که به جورج نزدیک می شود. اما اکنون چوب بزرگتری در دست دارد.

واکنش جورج
در برابر  بیل که با چوب بهه سراغش می آید، وحشت زده است.
زاویه روی جورج
که با حد اکثر سرعت عرض خیابان را طی می کند.

وقتی می خئاهید واکنش شخصی نسبنت به چیزی را با تصویر نشان دهید آن را مانند مثال فوق بنویسید.
صحنه هایی که از «اتومبیل» استفاده می کنند، به طور کلی به چند روش نوشته می شوند. باز هم وقتی زاویه خاصی از دوربین را به کار می برید، موضوع نما را مشخص کنید. همانگونه که در اولین مثال زیر آمده، زاویه خاصی از دوربین می تواند در عنوان بندی صحنه ظاهر شود.‏

خارجی- بزرگراه- اتومبیل متحرک جورج- روز
از خیابان اصلی به خیابان مسکونی می پیچد. وقتی اتومبیل به در یک پارکینگ می رسد، جیغ ترمز شنیده می شود. اتومبیل سریع دنده عقب می گیرد و وارد پارکینگ سر باز شده، پارک می کند.

داخلی- پارکینگ- اتومبیل پارک شده جورج
جورج خودش را در صندلی جلو تا راست فرمان که هنوز حرکت می کند، پایین می کشد. نقطه نظر او از خیابان، درست وقتی که اتومبیل بیل به سرعت می گذرد
زن(خ.م.د.)
(با خشم)
تو پارکینگ من چکار می کنی؟
زاویه روی اتومبیل جورج
که به سرعت از پارکینگ زن کنده می شود و جلو پارکینگ اثر لاستیک سوزان اتومبیل را بر جای می گذارد.

در مثال اول، م.ضوع نما هم «بزرگراه» است هم «اتومبیل جورج». در مثال دوم، موضوع نما هم «پارکینگ» است هم اتومبیل پارک شده جورج. «نقطه نظر جورج» از خیابان، وقتی اتومبیل بیل به سرعت می گذرد.‏
اگر فقط می خواستید بر اتومبیل تاکید کنید، عنوان صفحه به صورت زیر نوشته می شد.
خارجی- اتومبیل متحرک جورج
که از خیابان اصلی به خیابان مسکونی می پیچد.

با خواندن ماه خونرنگ و فیلنامه های دیگر، به سرعت با مفهوم و معنی شکل فیلنامه و فنون دیگری که در هر یک به کار می رود آشنا خواهید شد.

 

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه به حوزه هنری استان چهار محال و بختیاری تعلق دارد. | نقشه سايت